مرتضى مطهرى
171
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
--> ذكر مىكنيم . اما بنابر اصالت وجود همهء اين حرفها بىاساس مىشود ، چون بنابر اصالت وجود آنچه حقيقت است خود وجود است چه در ممكن و چه در واجب ؛ ماهيت امرى است اعتبارى و در احكام تابع وجود است . اگر وجود ممكن باشد ( كه البته امكان در وجود را خواهيم گفت كه اصلا چيز ديگرى است غير از امكان در ماهيت ) ماهيت به تبع وجود ممكن است و اگر واجب باشد و فرض كنيم كه ماهيت داشته باشد ماهيت به تبع وجود واجب مىشود . وجود عارض ماهيت نمىشود ، چون وجود اصل است ؛ ماهيت است كه از وجود انتزاع شده است . اگر بخواهد چيزى عارض بر چيزى شود ، بنابر اصالت وجود ماهيت است كه عارض بر وجود مىشود . تازه اين عروض هم عروض خارجى نيست ، بلكه به معنى انتزاع است . - يعنى مىفرماييد كه در اينجا حاجى از آن بحث خودش كه زيادت وجود بر ماهيت را در ذهن مىدانسته است عدول كرده است ؟ استاد : عدول نكرده است . - آن مبنا را فراموش كرده است ، چون آن شعرش كه مىگفت : انّ الوجود عارض المهيّة * تصوّرا و اتّحدا هويّة حاكى از اين است كه در خارج ماهيت است كه بر وجود عارض مىشود و در ذهن است كه وجود عارض بر ماهيت مىشود ؛ حالا اينجا مىگويد كه عروض وجود بر ماهيت در خارج است . استاد : البته در اينجا نمىشود گفت كه حاجى تا اين حد از مبناى خود دور شده كه خيال كرده است واقعا در خارج وجود عارض ماهيت مىشود ، چون اصالت ماهيتى هم باز مىگويد وجود انتزاع مىشود ، ولى همان انتزاع شدنش بالاخره منشأ مىخواهد ؛ منشأش يا بايد خود ذات باشد و يا امرى بيرون از ذات . منتها حاجى در اينجا تعبير عروض كرده است . - چطور شده است كه لاهيجى كه خودش شاگرد ملا صدرا بوده است اصالت ماهيتى شده است ؟ استاد : لاهيجى از نظر شخص من مرد متأملى نبوده است . اصلا فلسفهء ملا صدرا يك فلسفهاى است كه در زمان خودش حتى شاگردهايش آنچنان كه بايد به آن نرسيدهاند . شاگردهاى معروفش يكى فيض است و يكى لاهيجى . اين دو نفر مبرزترند از ديگران . فيض در نوشتههاى فلسفى خودش صد در صد از ملا صدرا تبعيت كرده است ولى اين تبعيت آنچنان تبعيت محض است كه انسان نمىتواند درك كند كه آيا او فقط بازگو كننده است يا اينكه نه ، خودش هم چيزى درك كرده است ؛ چون كتابهايش تلخيص است . آثار فيض را كه در گنجينهء آثار ايرانى چاپ شده است نگاه كردم ، ديدم تلخيص است ، جز تلخيص آثار ملا صدرا چيزى نيست . او خودش را نشان نمىدهد كه انسان ببيند اينها را درك كرده يا فقط تلخيص كرده است . لاهيجى بر عكس ، خودش را نشان مىدهد . بيشتر تحت تأثير حرفهاى شيخ است و كمتر تحت تأثير حرفهاى ملا صدرا . اينكه مىگويم كمتر تحت تأثير است يعنى به نظر ما آنچه را كه بايد درك كند درك نكرده است . البته